مزایجان را بشناس
در جنوب شرق شهرستان بوانات و هنگامي كه از جادة بوانات به سمت بندر عباس حركت مي كني در كنار پاسگاه انتظامي سروستان به سه راهي بر خورد مي كني و تابلو راهنمايي را مي بيني كه نام بلند مزايجان سينه چاك و زخمي دستهاي نامهربانان گشته است.به سمت مزايجان كه به حركت خود ادامه مي دهي در جاده اي باريك و پر پيچ و خم و پر چاله چوله مي افتي و از اين كه مي داني در پس اين راه پرپيچ و اضطراب شهري است كه در بن بست روزگار رو به انزوا مي رود افسوس مي خوري... به حركت خود ادامه مي دهي روستاهاي مسير با تو از محروميتهاي بسيار نجوا مي كنند.مي آيي تا به ورودي اين شهر پا مي گذاري تصوير مبارك چندين شهيد دفاع مقدس نظرت را به خود جلب مي كند احساس غرور مي كني و از اينكه چنين جوانان فداكاري در شهر تو بوده اند به خودت مي بالي.به محض ورود چشم انداز شهر خود را مي بيني:
شهري خوابيده در ميان كوههاي سر به فلك كشيده در داخل دره اي سرسبز با رودخانه اي خروشان كه آباداني و حيات را به ارمغان آورده است.مردم مهربان و سختكوش با چهره هاي معصوم و صميمانه با تو از محروميتها سخن مي گويند.دستهاي پينه بسته شان نشان از زحمتها و رنجهاي بسيار در بستر زمان دارد.هنگامي كه سرماي زمستان بيرحمانه چون لشكري جرار مي تازد سرسبزي و خرمي از دامن دشت رخت بر مي بند در درون هر خانه و هر كوي و برزن گرمايي احساس مي كني كه حاصل مهرباني و لطف صفاست.اينجا ديگر خبري از سرماي زمستانه نيست و زندگي با تمام رنگش جاري است.
با سپاس از آقاي صمد عبدي















دوستان عزیز! این وبلاگ تلاشی است برای معرفی زیبایی های مزایجان با زبان تصویر به همه کسانی که دوستدار زیبایی هستند.به روز شدن آن منوط به عکس های ارسالی دوستان به پست الکترونیکی وبلاگ و عکس هایی است که بوسیله اینجانب تهیه می شود.پیروز باشید با سپاس فراوان محمود